قهرمان ميرزا عين السلطنه
3590
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كه مكتوب خزانهدار كل را درج نموده بودند . فرموده بودند روزنامهء تاريخى است نگاه دارم . اين مكتوب است كه ايران را خاتمه مىدهد . اين مكتوب است كه ايران را به باد مىدهد . اين مكتوب است كه ايران را فنا مىكند . حاجى ميرزا تقى مسيو شوستر را مسيو شوتر مىگويد يعنى مسيو شتر . مثل آنكه مسيو بيزو « 1 » را مىگفتند حالا گوساله است كارى از او ساخته نمىشود تا گاو شود . همينطور هم شد تا رفت . عمليات عليشير سهشنبه 13 ، دوازدهم قوس - روزنامه دارد تمام مىشود از شهر هم فراموش شد كتابچه آورده شود . جزئيات و واقعات شخصى را بايد مختصر كرد . الموت آشوب شده رشوندها با ساير مفسدين دور عليشير « 2 » جمع شده . اين هم از قرار تقريرات اهل شهر يكى از آن اشرار و الواط و پدرسوختههاست . متصل رعايا را چوب مىزند ، حبس مىكند ، جريمه مىكند ، نقد و جنس مطالبه مىكند . مبلغى هم دريافت كرده الموتى به ستوه آمده چراغ برداشته دنبال من مىدوند . متصل عريضه است مىرسد بيا بيا . اما آدمها خوب كارى نكردند دو تفنگ گرفتند بىاسلحه شده مگر همان تفنگ سهتير . رفتم قونسلخانه تلگرافى از حضرت و الا به توسط قونسل شده بود فورا برو الموت ، ساعتى دقيقهاى توقف نكن . همه كارهايم ناتمام مانده پولها را كرمانشاهانيها ندادند . بازارها بسته يك سردارى براى خودم نگرفتم . كاغذ حاج آقا هم رسيد كه مهرماه خانم طفره دارد . حالا كه فرستادهام عقبش مىگويد حال ندارم . اين هم يك مصيبتى و مرافعه براى من شده . هروقت مىنويسم بيا ناخوش مىشود . بگذريم از اينها كه شخصيات است و علاج دارد . ورود قشون روس پيشقراول روسها ديشب وارد . سيصد قزاق ، دويست سالدات امروز ، سه چهار چاتمه درب قونسلگرى زده شده بود . اما اين سربازها كه من ديدم سواى سربازهاى پيرارسال است . همه خوشتركيب ، خوشلباس ، تمام با كلاه روسى ، با تفنگهاى پنجتير . امروز چند نفر داشناكسيون كه دو پسر گلستان ارمنى و ميرزا مرتضى بهشتى يك نفر امينى اسمش را فراموش شده از دم مهمانخانه موزرها را كشيده بناى تيراندازى را كردند كه دكاكين بسته شود . يكى دو گلوله قضاى بىبركت نزديك ميرزا حسين طبيب خورد كه
--> ( 1 ) - بيزو - تركى به معنى گوساله . ( 2 ) - در اصل شيرعلى .